دوستان شرح پریشانی من گوش کنید
داستان غم پنهانی من گوش کنید
قصه ی بی سر و سامانی من گوش کنید
گفت و گوی من و حیرانی من گوش کنید
شرح این آتش جان سوز نگفتن تا کی؟؟
سوختم، سوختم این راز نهفتن تا کی؟؟
روزگاری من و دل ساکن کویی بودیم
ساکن کوی بت عربه جویی بودیم
عقل و دین باخته،دیوانه رویی بودیم
بسته سلسله ی سلسله مویی بودیم
ﮐس در آن سلسله غیر از من و دل بند نبود
یک گرفتار از این جمله که هستند نبود
نرگس غمزه زنش این همه بیمار نداشت
سنبل پر شگنش هیچ گرفتار نداشت
این همه مشتری و گرمی بازار نداشت
یوسفی بود ولی هیچ خریدار نداشت
اول آن ﮐس که گرفتار شدش من بودم
باعث گرمی بازار شدش من بودم
عشق من شد سبب خوبی و رعنایی او
شهر پر گشت ز غوغای تماشایی او
این زمان عاشق سرگشته فراوان دارد
کی سر برگ من بی سر و سامان دارد
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 21:45 توسط زهرا

به پیشنهاد چند تا از دوستانم امروز یه آپ ویژه واسه ی شاهرخ استخری عزیز دارم...![]()
شاهرخ استخری جوان بسیار مستعد و ۲۹ (متولد ۱۴ آذر ۱۳۵۹)ساله ای که به تازگی وارد عرصه ی هنر و بازیگری شده و به گفته ی خودش الفبایه بازیگری رو خیلی خوب و نزد اساتید بزرگی اموخته......

اولین کارش در عرصه ی بازیگری یک نقش کوچکی بود در تئاتر اسب های اقای محمد رحمانیان که سال 81-82 بازی کرد بعد یک دوره ی بازیگری هم دیده است زیر نظر خانم نصیرپور و اقای پیام دهکردی و اقای هدایت هاشمی که هم در دوره ی مقدماتی و هم در دوره ی پیشرفته شرکت کرده و 5 تا کار کوتاه هم بازی کرده که بعضی هاشون برای جشنواره ها بود و زیاد هم مهم نبودند ولی اولین کار بلند تصویری اش مهم تلخون بود که نقش اصلی رو بازی میکردبا سیاوش خیرابی ...وبعد برای فیلم پریدخت انتخاب شد...

رشته ی تحصیلی اش مهندسی صنایع برنامه ریزی و تحلیل داده ها و سیستم ورودی 78 است.![]()
در سال آخر دانشگاه وارد تائتر شده است...![]()
از بچگی به بازیگری خیلی علاقه داشته ولی روش نمی شده که مقابل دوربین بایستد!!![]()
از بازیش در تلخون خیلی راضی است.![]()
به داشتن پارتی خیلی اعتقاد دارد و معتقدر است خدا پارتی اوست....![]()
میگه محمد رضا گلزار تنها سوپر استار سینمای ایران است..![]()
اول به کارگردان توجه می کند بعد به فیلمنامه...![]()
دغدغه اش بازیگری است...![]()
عاشق زبان فارسی است...![]()
و درآخر نظر شاهرخ استخری راجع به اسامی زیر:
بهروز وثوقی:تکرار نشده
علیرضا امینی:واقعا" بهش مدیونم خیلی دوسش دارم و در بازی گرفتن استادن
سیاوش خیرابی:اولین هم نسلی ای باهاش کار کردم و پارتنر خوب و مستعد من در تلخون
محمد رحمانیان:از قطب های نویسندگی و کارگردانی تئاتر در ایران
شاهرخ استخری:از خدا میخوام یک جایگاه محبوب نزد مردم و اهالی سینما بهش بده
بارونی باشید شفاف و زلال.....![]()
فعلا![]()
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 12:53 توسط زهرا
این شعری که می خوام بنویسم داستان دل منه....امیدوارم داستان دل شما این طوری نباشه.....
روزگاری بودم پی احساس دل خسته ی خویش
دل من صدق و صفایی کم داشت
و دلم بال کبوتر می خواست
ناتوان ، نازک و ترد...
دیدمش اما او
دل من را پس زد
دیده ام را خون کرد
جگرم را سوزاند
و دلم را چون سنگ
زیر شنزار زمان
با دو پایش گم کرد
بارونی باشید شفاف و زلال.....![]()
فعلا![]()
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 22:7 توسط زهرا
مثل همیشه امیدوارم که حالتون خوب باشه و سلامت باشید چون سلامتی بزرگترین نعمتی که خدا به انسانها ارزانی داشته....خدا نکنه یه روز از این نعمت برخوردار نباشیم چون اونوقته که قدرش رو می دونیم....![]()
یه شعر خیلی زیبا از حمید مصدق آماده کردم که فروغ فرخزاد نیز جواب حمید مصدق رو با شعر گفته........![]()
تو به من خندیدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز،
سالهاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت
جواب زیبای فروغ فرخزاد
من به تو خندیدم
چون که می دانستم
تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی
پدرم از پی تو تند دوید
و نمی دانستی باغبان باغچه همسایه
پدر پیر من است
من به تو خندیدم
تا که با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان من و
سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک
دل من گفت: برو
چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تو را
و من رفتم و هنوز سالهاست که در ذهن من آرام آرام
حیرت و بغض تو تکرار کنان
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت
فکر کنم شما هم با من هم نظر باشید که خیلی زیبا بود....
*روشنای هدایت*
هرگز مردی ولو بسیار نادان را ندیدم که از او چیزی نتوانسته ام بیاموزم.((گالیله))
خیلی خوبه که ما آدما خوبی ها ی اطرافیانمون رو یاد بگیریم ....حتی ادب رو میشه از بی ادب هم آموخت..
¤¤بازیگرای سرشناس¤¤

این روزا حتما سریال دلنوازان رو با بازی بی نظیر شاهرخ استخری می بینید...![]()
شاهرخ استخری متولد ۱۴ مهر ماه ۱۳۵۹ در تهران است که از کاراهایی که تا الان انجام داده ٬می شود به ماه عسل و مثل هیچ کس اشاره کرد.
یکی از شاخص ترین بازیگران سریال دلنوازان شاهرخ استخری است.....برای این بازیگر سرشناس آرزوی موفقیت می کنم....![]()
بارونی باشید شفاف و زلال.....![]()
فعلا![]()
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 9:43 توسط زهرا
دوستای بارونی من سلام...![]()
مثل همیشه از خدا می خوام که خوب و خوش باشید.![]()
امروز می خوام یه شعر خیلی زیبا از مریم حیدر زاده براتون بنویسم نام این شعر راز نگاه هست.![]()
من راز نگاهت را از آینه پرسیدم
چشمان نجیبت را از دور پرستیدم
باران شدم و چون اشک بر عشق تو باریدم
من شمع وجودم رابه مهر تو بخشیدم
مثل گل نیلوفر چشم تو بهاری شد
از پیش دلم آرام رفتی و نفهمیدم
مرز دل و چشم تو از شهر افق پیداست
من سرخی گلها را در خنده ی تو دیدم
در شهر اقاقی ها تو پاک ترین عشقی
من راز شکفتن را از باغ دلت چیدم
لبخند زدی آرام بر گونه ی غمناکم
من با گل لبخندت بر حادثه خندیدم
ای کاش دو چشم تو سر فصل افق ها بود
آن وقت ترا هر صبح از پنجره می دیدم
وقتی گل آرامش در باغ دلم رویید
گلبرگ وجودم را بر عشق تو پیچیدم
خورشید شدی رفتی تا اوج شکوفایی
من از عطش عشقت بر آینه تابیدم
تا می روی از اینجا دل خسته و طوفانی ست
رفتی و دگر باره از کوچ تو رنجیدم
در جاده ی پیچک ها چشمم به گلی افتاد
احساس شکفتن را از غنچه ی گل چیدم
چشمان تو دریایی ست، موجش گل تسکینم
به حرمت چشمانت شب باز نخوابیدم
تو باز نفهمیدی از عشق چه می گویم
آرام گذشتی و من باز نرنجیدم
از شعله ی عشق من خورشید هویدا شد
از شوق تمنایت تا صبح درخشیدم
گم شد گل اشک من در دشت نگاه تو
آنوقت حظورت را در خاطره فهمیدم
ای کاش گلی می شد لبخند پر از مهرت
تا آن گل خوشبو را از خاطره می چیدم
در جاده ی احساسم سرگشتگی ات پیچید
آن وقت حظورت را در کوچه ی دل دیدم
سرچشمه ی احساست پیوند دل و دریاست
تنها من از آن احساس پر گشتم و نوشیدم
خب نظرتون چیه راجع به این شعر؟
شعرای مریم حیدر زاده خیلی زیباست.![]()

دیروز که داشتم مجله ی شادکامی رو می خوندم یه جمله ی زیبا درباره ی عشق دیدم که خیلی زیباست.
گفتم این جمله رو برای شما ها هم بنویسم.
((عشق ، تو را می برد به اوج ها؛ به جاهایی که نمی توانی با عقل و بدن خویش به آن جاها سفر کنی.))
بهتون پیشنهاد می کنم اگه تاحالا مجله ی شادکامی و موفقیت رو نخوندید از این به بعد حتما بخونید!!
این دو مجله در نیمه ی اول و نمیه ی دوم هر ماه چاپ میشه.
*روشنای هدایت*
از این به بعد در این قسمت(روشنای هدایت) جمله های بزرگان رو می نویسم امروز هم می خوام سه جمله از سه بزرگ بنویسم که امیدوارم بهشون فکر کنید.
اکثر مردم از قدرت ایمان غافلند.((وینسنت پیل)
به خداوند متوسل شو آن جا زیبایی،سرور و آرامش حقیقی را در یاب.((جی.پی.وسوانی))
نادان در بند زبان خویش است.((امام هادی (ع)))
خب آپ امروز تموم شد امیدوارم خوشتون اومده باشه.
بارونی باشد شفاف و زلال...![]()
فعلا![]()
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 20:44 توسط زهرا
امیدوارم شاد و خوش و سلامت باشد![]()
میلاد منجی عالم بشریت٬ حضرت قائم (عج) رو تبریک میگم![]()
![]()
![]()
تویه این روزای مقدس که دعاها بهتر مستجاب میشه منو از دعای خیرتون بی نصیب نگذارید.مچکرم.
خب امروز می خوام یه شعر خوشگل از منظومه ی خسرو و شیرین نظامی براتون بگذارم که شاید قبلا این شعر رو خونده باشید ولی به نظر من اینقدر این شعر قشنگه که هر چقدر هم این شعر رو بخونید خسته نمیشید![]()
این شعر مناظره ی خسرو و فرهادهست که خسرو نماد یک انسان مغرو رو داره که می خواد فرهاد٬نماد یک عاشق پاک٬رو مسخره کنه که موفق نمیشه..و اما این شعر زیبا...
نخستین بار گفتش کز کجایی؟
بگفت از دار ملک آشنایی
بگفت آن جا به صنعت در چه کوشند؟
بگفت انده خرند و جان فروشند
بگفتا جان فروشی در ادب نیست
بگفت از عشق بازان این عجب نیست
بگفت از دل شدی عاشق بدین سان؟
بگفت از دل تو می گویی من از جان
بگفتا عشق شیرین بر تو چون است؟
بگفت از جان شیرینم فزون است
بگفتا هر شبش بینی چو مهتاب؟
بگفت آری٬چو خواب آید٬کجا خواب؟
بگفتا دل زمهرش کی کنی پاک؟
بگفت آن گه که باشم خفته در خاک
بگفتا گر خرامی در سرایش؟
بگفت اندازم این سر زیر پایش
بگفتا گر کند چشم تو را ریش؟
بگفت این چشم دیگر دارمش پیش
بگفتا گر کسیش آرد فرا چنگ؟
بگفت آهن خورد ور خود بود سنگ
بگفتا گر نیابی سوی او راه؟
بگفت از دور شاید دید در ماه
بگفتا دوری از مه نیست درخور
بگفت آشفته از مه دور بهتر
بگفتا گر بخواهد هر چه داری؟
بگفت این از خدا خواهم به زاری
بگفتا گر به سر یابیش خوشنود؟
بگفت از گردن این وام افکنم زود
بگفتا دوستیش از طبع بگذار
بگفت از دوستان ناید چنین کار
بگفت آسوده شو کاین کار خام است
بگفت آسودگی بر من حرا است
بگفتا رو صبوری کن درین درد
بگفت از جان صبوری چون توان کرد
بگفت از صبر کردن کس خجل نیست
بگفت این٬دل تواند کرد٬دل نیست
بگفت از عشق کارت سخت زار است
بگفت از عاشقی خوشتر چه کار است؟
بگفتا جان مده بس دل که با اوست
بگفتا دشمن اند این هر دو بی دوست
بگفت از دل جدا کن عشق شیرین
بگفتا چون زیم به جان شیرین
بگفت او آن من شد زو مکن یاد
بگفت این٬کی کند بیچاره فرهاد
بگفت ار من کنم در وی نگاهی؟
بگفت آفاق را سوزم به آهی
چو عاجز گشت خسرو در جوابش
نیامد بیش پرسیدن صوابش
به یاران گفت کز خاکی و آبی
ندیدم کس بدین حاضر جوابی
امیدوارم خوشتون اومده باشه.![]()
چند روز پیش چند تا خبر جالب خوندم که گفتم برای شما هم بنویسم شاید براتون جالب باشه.
ازدواج دو دختر بچه ی هندی با قورباغه در هند حتما براتون جالبه!!!این ازدواج هر صد سال یک بار انجام میشه.![]()
![]()
دومین خبرم هم راجع به دختریه که به آب حساسیت داره!![]()
یک دختر استرالیایی که ۱۹ سالشه به آب حساسیت داره که با استفاده از آب جوشهایه دردناکی روی پوستش می زنه!
مطلب بعدیم راجع به یک مرد بارونیه..![]()
این مرد بارونی که می خوام ازشون یادی کنم متولد ۱۴ تیر ماه ۱۳۶۱ در اصفهانه مردی که خوب بودن رو می دونه....مردی که چون خیلی پاکه طرفداراش زیاد هستن .....این پاک بودنش رو میشه راحت از چشاش فهمید.
چشایه آدما خیلی خوب درونشون رو نشون میده.
این مرد بارونی کسی نیست جز حامد کمیلی عزیز که امیدوارم هر جا که هست موفق و سلامت باشه.![]()

بارونی باشید شفاف و زلال.....![]()
فعلا![]()
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 21:32 توسط زهرا
اولین بانویی که می خوام راجع بهشون حرف بزنم گوهر خیراندیش عزیز است.که به نظر من یکی از بهترین هنرمندان ایران است.بیوگرافی ایشان رو براتون می ذارم.
در ۱۳۳۳ در شیراز متولد شد. از سال ۱۳۴۹ فعالیت ایشان با گروه تئاتر در استان فارس آغاز شد. از ابتدا که وارد عرصه سینما و تلویزیون شد بازیاش را همگان پسندیدند. او با فیلم روزهای انتظار آغاز کرد و با فیلم بانو خوش درخشید.
دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش مکمل زن:
- زیر بامهای شهر، روز باشکوه، مدرسه پیرمردها، چهره و ارتفاع پست / بیستمین جشنواره فیلم فجر
تندیس بهترین بازیگر نقش دوم زن:
- دنیا و واکنش پنجم / هفتمین جشن خانه سینما شهریور ۱۳۸۲
برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن:
- رسم عاشق کشی / بیست و دومین جشنواره بینالمللی فیلم فجر بهمن ۱۳۸۲
دومین بانوی هنرمند ایرانی که بی نهایت دوسشون دارم خانم فاطمه گودرزی هستن.![]()
فاطمه گودرزي، بازيگر سرشناس و آرام سينماي ايران، در سال 1342 در تهران متولد شد، همسر وی “ عبدالرضا گنجي ”كارگردان سينما است. مدرك تحصيليش ديپلم اقتصاد است و يك دوره دو ساله تئاتر را در اداره بازيگري پشت سر گذاشت ثمره ازدواج او يك پسر به نام پويان و يك دختر به نام آوا است. فاطمه گودرزي از جمله بازيگراني كه هميشه از حاشيه فاصله گرفته است. كمتر گفتگو ميكند و به قول معروف سرش به كار خودش است.

واما سوین بانو کسی نیست جز مهرانه مهین ترابی عزیزم.![]()
مهرانه مهين ترابي سال 1336 در شهر كرج متولد شد. وي ليسانس بازيگري و كارگرداني تئاتر از دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران سال 1365 مي باشد. بازي در تئاتر را سال 1365 و بازي در سينما را هم همان سال با «گلبهار»، كارگرداني «تهمينه اردكاني» شروع به كار كرد.
بارونی باشید شفاف و زلال...![]()
فعلا![]()
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 0:44 توسط زهرا
سلام امیدوارم خوب و شاد باشد![]()
امروز می خوام راجع به طالع بینی و نام هایی که بر سر ماهای سال هست براتون صحبت کنم.![]()
قبل از زرتشت مردم خداهای زیادی رو می پرستیدن و واسه هر چیزی خدایی داشتن مثلا خدای پاکی و مهربانی اردی بهشت نام داشته.![]()
از اون جایی که زرتشت به همه ی ادیان احترام می ذاشته نام های خدایان رو روی ماهای سال می گذارد.
از اون جایی که۳/۲ بدنمون آب هست و ماه (به خاطر جذر و مد)روی بدنمون تاثیر داره خصوصیات افراد ماههای مختلف سال با هم فرق می کنه.![]()
اطلاعاتی که من دادم خیلی جزیی بود اگر شما اطلاعات بیشتری دارید حتما بگید.![]()
مچکرم.![]()
بارونی باشید شفاف و زلال....![]()
فعلا![]()
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 11:5 توسط زهرا
میلاد مظهر بندگی مبارک![]()
به نظر من وقتی یک انسان به اوج غرور می رسد که در برابر حق سجده کند.
همانطور که می دونید امام سجاد از طرف مادر ایرانی بوده اند![]()
| نقش | چهارمین امام شیعیان |
|---|---|
| نام | زین العابدین |
| کنیه | ابالحسن |
| تولّد | ۵ شعبان سال ۳۸ پس از هجرت |
| درگذشت | ۲۵ محرم سال ۹۵ پس از هجرت |
| زادگاه | مدینه و به روایتی کوفه |
| مدفن | قبرستان بقیع، مدینه |
| طول عمر | پیش از امامت ۲۳ سال (سال ۳۸ تا ۶۱ پس از هجرت) دوران امامت ۳۴ سال (سال ۶۱ تا ۹۵ پس از هجرت) |
| القاب | زین العابدین السجاد |
| همسر | فاطمه بنت حسن بن علی |
| پدر | حسین بن علی |
| مادر | شهربانو(که ایرانی بوده اند) |
| فرزندان | محمد باقر، زید بن علی |
بارونی باشید شفاف و زلال....![]()
فعلا![]()
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 0:53 توسط زهرا
دوستای خوبم سلام![]()
![]()
امیدوارم که حالتون خوب باشه و ایام به کامتون باشه![]()
ولادت قمر بنی هاشم و روز جانباز رو به همه ی شما دوستای خوبم تبریک میگم.![]()
![]()
![]()
![]()
کاش فقط از خودگذشتگی و ایثار رو از حضرت ابولفضل یاد می گرفتیم....
توی این روزاهای عزیز و مقدس که دعا ها بهتر برآورده میشه دعا می کنم که ایران عزیزم همیشه سربلند باشه و همه ی مردمانش سلامت و موفق باشن.
یک شعر از مریم حیدرزاده می خوام براتون بزارم که به نظرم خیلی قشنگه امیدوارم شما هم خوشتون بیاد.
می خوام یه قصری بسازم پنجره هاش آبی باشه من باشم و تو باشی و یک شب مهتابی باشه![]()
می خوام یه کاری بکنم شاید بگی دوسم داری می خوام یه حرفی بزنم که دیگه تنهام نذاری![]()
امشب می خوام تا خود صبح فقط برات دعا کنم برای خوشبخت شدنت خدا خدا خدا کنم....![]()
خدا خدا خدا کنم....![]()
می خوام برات از آسمون یاس های خوشبو بچینم![]()
می خوام شبا عطر تو رو تو خواب گلها ببینم![]()
می خوام که جادوت بکنم همیشه پیشم بمونی از تو کتاب زندگی یه حرف رنگی بخونی ![]()
امشب می خوام برای تو یه فال حافظ بگیرم اگر که خوب در نیومد به احترامت بمیرم![]()
![]()
امشب می خوام رو آسمون عکس چشات رو بکشم اگر نگاهم نکنی ناز نگاتو بکشم![]()
امشب می خوام تا خود صبح فقط برات دعا کنم برای خوشبخت شدنت خدا خدا خدا کنم....![]()
خدا خدا خدا کنم.....![]()
می خوام برات از آسمون یاس های خوشبو بچینم![]()
می خوام شبا عطر تو رو تو خواب گلها ببینم![]()
می خوام که جادوت بکنم همیشه پیشم بمونی از تو کتاب زندگی یه حرف رنگی بخونی![]()
می خوام تو رو قسم بدم به جون هر چی عاشقه به جون هر چی قلبه صاف رنگ گل شقایقه ![]()
یه موقعی فکر نکنی دلم واست تنگ نمیشه فکر نکنی اگه بری زندگی کمرنگ نمیشه.![]()
امشب می خوام تا خود صبح فقط برات دعا کنم برای خوشبخت شدنت خدا خدا خدا کنم....![]()
خدا خدااااااااااااا![]()
![]()
![]()
بارونی باشید شفاف و زلال....![]()
فعلا![]()
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 13:33 توسط زهرا






